محمد مهدى ملايرى
229
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىدهد كه شامل قسمتهائى از سرزمين جبال يعنى عراق عجم دورههاى بعد است كه در آن روزگار آنجا را سرزمين پهله مىخواندند و به پهلوى يا به تعبير ابن مقفع به گونهاى از فارسى سخن مىگفتند « 1 » . و طبيعى است كه جاهائى هم كه از آنها به عنوان زيستگاه چنين مردمى ياد مىشود اگر هم در كتابهاى عربى در ظاهر به شكل و شمايل عربى باشد بايد اصل و تبار آنها را در نامهاى محلى آنها جستجو كرد . و چون با اين ديد به جستجو ادامه دهند آن نام را در يك كتاب جغرافياى قديمى فارسى يعنى كتاب « حدود العالم من المشرق الى المغرب » از مؤلفات قرن چهارم هجرى خواهند يافت . و آن شهركى است به نام جابروقان از توابع اشنه يا أشنو كه در ترتيب دومين شهر از آذربادگان ذكر شده ، نخستين شهر اردويل ( - اردبيل ) به عنوان قصبه آذربادگان و سومين شهر تبريز است كه شهركى خرد و با نعمت و آبادان وصف شده . در اين كتاب از شهرهاى تابع أشنه به جز جابروقان از اين شهرها نام برده شده : سراو - ميانه - خونه . و همه شهركهائى خرد و با نعمت و آبادان و مردم بسيار معرفى شدهاند « 2 » . * * * استان شادفيروز به پنج تسو تقسيم مىشده بدينشرح : تسوى فيروز قباد « 3 » فيروز قباد به غير از نام اين تسو نام كاخى هم در نزديكىهاى دربند قفقاز بوده كه بنا به نقل ياقوت ، انوشيروان آن را در گرجستان ساخته و آن را به نام پدرش فيروز قباد ( به تعبير ياقوت باب فيروزقباد ) ناميده « 4 » .
--> ( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 57 ، بلاد البهلويين ، ابن مقفع ، الفهرست ابن نديم ، ص 13 . ( 2 ) . حدود العالم من المشرق الى المغرب ، كه به سال 372 هجرى قمرى تأليف شده ، به كوشش دكتر منوچهر ستوده ، تهران 1320 ، ه ش . انتشارات دانشگاه تهران شماره 727 ، ص 158 . ( 3 ) . اين نام از ابن خردادبه است . قدامه نام اين تسو را شادفيروز قباد نوشته ، ياقوت در معجم البلدان مانند ابن خردادبه آن را تنها با نام فيروزقباد بدون كلمه شاد ذكر كرده ولى آن را يكى از تسوهاى بغداد شمرده ( معجم 3 / 930 ) . ( 4 ) . معجم البلدان ، ج 1 ص 222 .